خرید بک لینک
کاشکی نه روز ديگه واسه همیشه پیش من بودی... بدون نیاز ب طی کردن مراحل سخت و البته مورد نیاز آغازین... پیش من بودی همینطور یهویی...همین قدر خوب و عالی..

کاشکی...

برچسب: کاشکی,وجود نداشت,کاشکی لیلا فروهر,کاشکی دلم رسوا بشه,کاشکی هستی زبانی داشتی,کاشکی زمستون نبودم,کاشکی میشد بهت بگم,کاشکی دوست نداشتم,کاشکی میشد,کاشکی, بودم ستار,کاشکی عشق دیروز, نویسنده: نیکی اسدیان تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 19:23

حس خوب يني چي؟

يني من به همه آرزوهام رسيده باشم و خوشحال باشم

يا بتونم از همين شرايطي ك الان دارم راضي باشم؟

مي دوني خيلي چيزا الان خوبه و خيلي چيزهام خوب نيست

خوبي خيلي چيزها حيفه در مقابل بدي چيزاي ديگه

مثلا امروز روز شادي بود ولي من تمام بي اعصاب و دپرسم :/

+ دلم برا كتاب خوندن و از دل نوشتن تنگ شده، ديگه مث قبل حس نوشتن ندارم!!

برچسب: حس خوب زندگی,حس خوب,حس خوبیه,حس خوبيه,حس خوب زندگي,حس خوبیه ببینی یه نفر,حس خوبیه دانلود,حس خوب یعنی,حس خوب باتو بودن,حس خوب زندگی باشگاه, نویسنده: نیکی اسدیان تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 8:14

امروز از صب كه بيدار شدم حس كردم ديدم بدتره از روز قبل

بعد ريختن قطره اشك كلا تار شد ديدم

و امروز خوندن حروف از روي مانيتور ب چشمم فشار زيادي مياره

و سرم داره درد ميگيره

فقط خداروشكر كه امروز كار زيادي نداشتم

عصر هم قراره برم تعيين سطح

اميدوارم كه بهم گواهي تعيين سطح بدن!!

چشمام اعصابمو خورد كردن، با خورم ميگم كاش فمتو كرده بودم و اينقد بدبختي نمي كشيدم:|

برچسب: نویسنده: نیکی اسدیان تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 8:13

تو ماهی و من ماهیِ این برکه ی کاشی.. اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی! آه از نفس پاک تو و صبح نشابور از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی.. پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار فیروزه و الماس به آفاق بپاشی! ای باد سبک سار! مرا بگذر و بگذار! هشدار! که آرامش ما را نخراشی.. هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم! اندوه بزرگی ست چه باشی.. چه نباشی.. "علیرضا بدیع"

برچسب: چقدر غصه خوردم که دریا بخوابه, نویسنده: نیکی اسدیان تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 22:01

به دليل كاملا بي دليلي كاملا بي حوصله، خشمگين، عصباني و قاطي ام :))

خدا خودش رحم كنه

ب حدي بي حوصله ام كه نه حوصه دارم اكسس بخونم

نه حوصله دارم هيچ كار مفيدي انجام بدم

بعضيام كه از فرصت سوء استفاده مي كنن و همش مي خوابن

اصن ادم رف چرا وصل شدم ب نت، يادم رفت چي ميخاستم سرچ كنم

برچسب: نویسنده: نیکی اسدیان تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 22:01

حالم خیلی گرفتس

خیلی تعداد دعواهامون زیاد شده

حس می کنم با هر کدوم از این دعواها

یک ضربه میزنیم ب یکی از ریشه های دوست داشتنمون و خشکش می کنیم...

کی میدونه دوست داشتن تو و دوست داشتن من چندتا ریشه داره... ؟؟؟؟

برچسب: نگرانم نگرانم,نگران خودمم,نگرانم واسه تو,نگرانم مرتضی پاشایی,نگرانم امین حبیبی,نگرانم نباش,نگرانم نباش من حالم خوبه,نگرانم محمد یاوری,نگرانم شعر,نگرانم صولتی,نگرانم نگران, نویسنده: نیکی اسدیان تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 22:01

بلاخره بعد از مدت ها رفتم ويزيت برا چشمام اول با يه دكتر براي 3 شهريور وقت گرفتم، ولي چون خيلي لفتش داده بودم تا وقت بگيرم بعدم كه من خواستم وقت بگيرم بيمه م مشكل داشت و از طرفي هم به سرم زده بود كه قبل عمل چشم بيني عمل كنم تصميم گرفتم كه با ي دكتر ك ماهره و دير بدير وقت عمل ميده و خودش هم ويزيت نمي كنه ويزيت بشم تا سريع تر تكليفم معلوم بشه كه آيا اصلا مي تونم عمل كنم يا خير مطب دكتر رو راحت تر از اون چيزي ك فكرشو مي كردم يافتم، فقط پيدا كردن زنگ مطب يخورده دشوار بود :)) وقتي نوبتم شد اول يه خانوم شماره چشمم رو دوبار بعد و قبل ريختن قطره بايد تعيين مي كرد. خانو

برچسب: نویسنده: نیکی اسدیان تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 22:01

اگه احساس مي كني حرف نزدن و سكوت كردن در مورد ي سري مسائل بهتره

منم احساس مي كنم نبايد حرف بزنم

و فقط خوب فكر كنيم...

اگه تو ميخاي منو تو اين حالت بذاري و چند ساعت بخوابي

منم ميخام چند روز بخابم، شايدم چند هفته ...

.

.

.

برچسب: نویسنده: نیکی اسدیان تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 22:01

از دعوا كردن خيلي خيلي مي ترسم

از شكسته شدن حرمت ها

از اينكه همه چي با يك دعوا خراب بشه ...

اين اتفاقا واقعا ترسناكه

برچسب: خداجون کمک کن, نویسنده: نیکی اسدیان تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 22:01

از خيلي وقت پيش ها وقتي هنوز خيلي بچه بودم و احمق :)) فك مي كردم ابروهامو بردارم چقد تغيير مي كنم يادمه هميشه داييم ب من مي گفت دختر هندي:)) بخاطر چشمام كه اونموقع درشت بود :)) و موهام كه هميشه بلند بود و منم حس خودشيفتگي بهم دست مي داد:دي البته بزرگتر ك شدم ديگه اعتماد ب نفسي در مورد زيبايي ندارم چون نيستم سال اول ارشد بود كه ابروهامو برا اولين بار برداشتم دقيقا روز اول شروع كلاسا بود كه سمي زير ابروهامو برام تميز كرد همون روز بود كه كشف حجاب هم كردم و فك كنم چند ماه بعد بود كه براي اولين بار رفتم آرايشگاه برا برداشتن ابرو ك اون بار بار اول و البته آخرم بود

برچسب: ابرو گوندش,ابرو,ابرو اوزکان,ابرو گوندش 2016,ابرو یاشار,ابرو میندازی بالا بالا,ابرو پهن,ابرو خواننده ترکیه,ابرو پولات,ابروانی, نویسنده: نیکی اسدیان تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 22:01

خسته شدم، دوباره مث دومین شب ک از شدت درد ناخنامو فرو می کردم تو پاهام تا اروم بشه و زیر لب خودمو فحش میدادم ب غلط کردن افتادم

پس چرا خوب نمیشه... این سردردای لعنتی تموم نشدنی هم ک دیگه هیچی...

منِ کم طاقت لعنتی :(

+ چقدر دور بودن بده...

برچسب: دردشتي,دردشة,درد,درد معده,درد پاشنه پا,دردشة عراقنا,درد قفسه,دردسر والدین,درد دل,درد کف پا, نویسنده: نیکی اسدیان تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 22:01

صفحه بندی